وقتی که لوله های بلند توپ

در چار سوی گیتی

در استتار شاخه و برگ درخت هاست.

این قمری غریب،

روی کدام شاخه بخواند؟

وقتی که دشت ها،

دریای پر تلاطم خون است،

دیگر نسیم،زورق زرین صبح را

روی کدام برکه براند؟

آیا رهایی بشریت را

در چار سوی گیتی،

                          در کائنات،

                               یک دل امیدوار نیست؟   آیا....

بخش کوچکی از شعر یک گل بهار نیست،از فریدون مشیری